ورزشهاي سنتي خالدآباد

خالدآباد مانند ديگر نقاط ايران براي پركردن اوقات فراغت ، تفريحات و ورزشهاي گوناگوني داشته است كه بهترين وقت و موقع تفريحاتشان در عيد نوروز بود.

بازيهايي مانند كشتي (به سبك خالدآبادي) كه در بين جوانان و پيران طرفداران پروپا قرصي داشت. جوانان براي نشان دادن قدرت و نيروي بدني خود جوانان ديگر را به مبارزه مي‌طلبيدند و در اين ميان پيران به داوري مي‌نشستند و جوانان را راهنمايي مي‌كردند.

بازي هفت سنگ: نحوة بازي بدين شكل است كه در فاصلة 15 متري تعداد 7 سنگ صاف را روي هم قرار مي‌دادند و بازيكنان كه به 2 تيم و هر تيم هم از 4 نفر تشكيل مي‌شدند ابتدا قرعه‌كشي مي‌كردند كه شروع كنندة بازي چه تيمي باشد وقتي تيم شروع كننده مشخص شد يك نفر نمايندة تيم پشت يك خط ايستاده و توپي را كه از چندين جوراب درست شده بود به سوي سنگهاي چيده شده پرتاب مي‌كرد. تمام بازيكنان كه مثل ضربه پنالتي در فوتبال پشت خط قرار مي‌گرفتند بعد از اينكه توپ به سنگها مي‌خورد و سنگها مي‌ريخت حمله‌ور مي‌شدند و آن تيم كه پرتاب‌كننده توپ بود اگر توپ آن به هدف مي‌خورد بايستي از چيدن مجدد هفت سنگ توسط تيم مقابل جلوگيري كند بدين‌صورت كه تمامي اعضاي تيم بايد توپ را طوري به هم پاس بدهند كه بتوانند به بازيكن تيم مقابل بزنند و او را از بازي خارج كنند و ديگر بازيكني در زمين نماند آنها پيروز مي‌شدند ولي اگر موفق به زدن بازيكن نشدند و تيم مقابل هفت‌سنگ را مجدداً روي هم چيد ، آن تيم برندة بازي است و دور بعد تيم برنده بازي را با پرتاب توپ به سوي هفت‌سنگ شروع خواهد كرد و درمجموع تيمي كه دفعات بيشتري كار چيدن هفت‌سنگ را انجام داده باشد بعنوان برندة مسابقه خواهد بود.

بازي گيلَنْگْ گيلَنْگْ (Gilang Gilang) :  دو تكه چوب يكي در حد 30 سانتي‌متر و ديگري حدود يك متر از اسباب اين بازي است. شروع كنندة بازي چوب سي سانتي‌متري را روي دو تكه سنگ يا آجر قرار داده و با چوب بزرگ زير آن مي‌زند و به هوا پرتاب مي‌كند شركت كنندگان ديگر اگر چوب را در هوا بگيرند جايشان را با شروع‌كننده عوض مي‌كنند و اگر چوب بر روي زمين افتاد شروع كننده از همانجا با آواز گيلنگ گيلنگ گوجه گيلنگ محكم به زير چوب مي‌زند و به هوا پرتاب مي‌كند. اين كار دو الي سه بار تكرار مي‌شودهرگاه بقية شركت كنندگان چوب را در هوا گرفتند از همانجا تا جاييكه بازي شروع شده بايد يك نفس زو بكشند اگر توانستند خود را به مكان شروع برسانند برنده و درغيراينصورت بازنده خواهند بود.

قاب بازي ( كُو شَك – Cow Shak) : دايره‌اي به قطر يك متر بر روي زمين كشيده مي‌شد. روي قطر دايره تعداد مشخصي شَكْ ( شك همان استخوان مهرة مفصل است) مي‌چيدند و از فاصلة مشخصي (اين فاصله توافقي بود) با وسيله‌اي به نام لَپَرْ (Lapar – قسمت انتهايي كوزه) شك‌ها را هدف قرار مي‌دادند. لَپَرْ و شَكْ هر دو مي‌بايست از دايره خارج مي‌شدند. اگر لَپَرْ داخل دايره مي‌ماند و شَكْ از دايره خارج مي‌شد بازي از همان جايي كه شك افتاده بود ادامه مي‌يافت تا همة شَك‌ْها از دايره خارج شوند. اگر در هدف‌گيريها لَپَر و شَك هر دو در دايره بمانند بازي به طرف مقابل واگذار مي‌شود. برنده اين بازي كسي است كه بيشترين شَك را از دايره خارج كند.

بازي گردو (كُو اوز – Cow Ouz) : شروع كنندة بازي اُوسّا نام داشت و سه گردو دراختيار داشت. گردوي اولي گردوي هدف است و افراد شركت كننده هركدام دو گردو به طرف گردوي هدف قِلْ مي‌دادند. گردوهايي كه به گردوي هدف نزديكتر است برجاي مي‌ماند و گردوهايي كه از هدف رد مي شدند و يا فاصله‌شان زياد بود جمع‌آوري مي‌شدند و گردويي كه نهايتاً به هدف نزديكتر بود صاحب آن برندة بازي بود و بقية گردوها را به نام خود مصادره مي‌كرد. گردويي كه با فاصلة زياد از هدف رد شده بود گردوي رَدْ نام داشت و هم‌اكنون هم ضرب‌المثل «اين فرد گردويش رَدْ است براي هر فرد يا چيز بدون استفاده بكار مي‌رود.»

بازي تخم مرغ (كُو خا – Cow Kha) :  اين بازي محدوديتي در تعداد افراد شركت‌كننده ندارد. با دو نفر و حداقل تا بيست الي سي نفر مي‌توان اين بازي را انجام داد. افراد تخم‌مرغهاي خود را رديفي روي زمين قرار داده سپس قرعه‌كشي مي‌كنند و به ترتيب قرعه تخم مرغها را انتخاب مي‌كنند و رديفي مي‌نشينند اين بازي را بدون قرعه هم مي‌توان انجام داد بدين ترتيب كه هركس تخم‌مرغ خود را در بازي شركت مي‌دهد و تخم مرغها را روي زمين نمي‌چينند سپس تخم مرغها را در مشت مي‌گيرند. شروع كننده با سر تخم مرغ به ته تخم مرغ نفر بعد مي‌زند نفر بعد هم همين كار را با تخم مرغ نفر بعد انجام مي‌دهد هركس يك قسمت از تخم مرغش شكست طرف ديگر را مي‌گيرد درنهايت هركس تنها يك طرف تخم مرغش سالم بماند كلية تخم مرغهاي شكسته شدة رقبا را به نفع خود برمي‌دارد و برندة بازي خواهد بود و جايزه‌اش همة تخم‌مرغهاي شكسته شده خواهد بود.

بازي دوز: كه مانند ساير نقاط ايران انجام مي‌شد.

بازي دَسِ خِزْ كه الان به تمرين تيمهاي فوتبال منتقل شده است كه افراد به رديف در يك خط خم شده و افراد ديگر به نوبت از روي آنها مي‌پريدند.

مسابقات الاغ سواري: كه در قديم به وفور يافت مي‌شد.

دختران و دوشيزگان خالدآبادي نيز در 3 يا 4 روز اول عيد در يك فضاي بسته و پوشيده دور هم جمع مي‌شدند و بازي مي‌كردند كه بازيهاي آنها نيز عبارتند از : وسطي ، لپَّر (لِيْ له) و يِه قُلْ دو قُلْ